مجموعة مؤلفين
230
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
ناهار ، طرف عصر هم آقا سيدجواد آمده ، قدرى صحبت كرديم ، بعد محمد حسن ميرزا و نوه مجاهد الدوله آمده ، تا نزديك غروب به صحبت مشغول بوديم . مغرب برخاسته زيارت مشرف شده ، مشغول زيارت و دعاگويى بوديم . بعد از فارغ شدن از نماز و زيارت در صحن قدرى گردش نموده ، آقا سيد جواد را همراه به منزل آورده مشغول صحبت و صرف شام شده ، استراحت شد . [ 33 ] پنج شنبه 13 شهر ذيقعده : ساعت ده از شب گذشته عربانه آوردند كه شجاع نظام و آقا ميرزا قاسم و حضرات ديگر كه عربانه گرفته بودند ، نشسته به سامره بروند وحضرات ازخواب برخاسته تدارك خود را ديده سوار عربانه شدند ، رفتند . يكى دو ساعت بعد ، برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف نموده ، زيارت مشرف شده ، قدرى در صحن گرديده ، به طرف منزل آمده ، آقا سيد جواد آمد قدرى صحبت كرديم . قريب به ناهار آقا محسن تاجار آمد و يك نفر از سادات دوستان خود [ را ] ناهار آورده ، صرف شد بعد از ناهار حضرات رفته ، طرف عصر آقا سيدجواد بود ، بعضى از دوستان ديگر آمده مشغول صحبت شده ، حرم مشرف شده ، زيارت خوانده ، مراجعت به منزل شد . شب هم آقا سيدجواد آمد با حضرات مستأجر كاروانسراى فرمانفرما ، قدرى شب را گذرانده حضرات برخاسته رفته شام صرف نموده استراحت شد . جمعه 14 شهر ذيقعده : صبح زود برخاسته نماز خوانده ، آقا سيد جواد آمده ، خيال رفتن بغداد را داشت ، ايشان برخاسته رفتند بغداد ، من هم رفتم زيارت ، بعد از زيارت و دعاى دوستان ، مراجعت به منزل نموده ، موقع ناهار بود آقا خليل ، مستأجرسرا ، آمده ناهار آوردند ، آقا سيد مجتبى هم بود قدرى آقا خليل از آش كاچى تعريف كرد كه در عربستان باب نيست كاچى درست نمايند . شب را هم از بنده دعوت كرد . بعد از ناهار ايشان رفته ، برخاسته در كاروانسرا گردش كرده . گفتم ، به تولهها نان دادند ، آمده به منزل نشسته ، سرم را تراشيدم . گماشته ايلچى آمد ، بعضى سوغات همدان دادم بهجهت جناب ممتحن السلطنه ، ايلچى ايران بردند .